امروز پنجشنبه است: دختری که عاشق بود اما عاشقانه هایش هیچ سهمی در رسانه های رسمیِ کشورش نیافت، به صورتِ رسمی خودکشی کرد. این رسمِ روزهای آلوده ای است که به آن گرفتاریم.


امروز پنجشنبه است. دختری به نام نهال سحابی عاشق پسری به نامِ بهنام گنجی بود. بهنام گنجی دوست کوهیار گودرزی یک از معترضان و فعالان حقوق بشر بود که با او دستگیر و سپس آزاد می شود. خبر دستگیری بهنام را هیچ کسی رسانه ای نکرد همه سکوت کردند و بهنام هم پس از آزادی خودکشی کرد. حالا نهال نیمه ی عاشقش خودکشی کرد.

نهال تا وقتی بود و در فشار هم بود، دغدغه هایش سهمی در رسانه ها و خبرهای روزنامه های رسمیِ کشورم نمی یافت. چون نامزد نبود، رسمی نبود. نهال دختری بود مثل بسیاری از دختران دیگرِ ایران اما این «لبخند» ها سهمی در رسانه ها نمی یابند تا به ماتم ننشینند...حالا آرام بخواب که خبر خودکشی ات رسمیت یافت و در رسانه ها شاید سهمی چشمگیر تر بیابی.....

کم نیستند کسانی که از واژه ی «دوست دختر» چندش شان می شود. صبح چند جایی دیدم که نوشته بودند دوست دختر بهنام گنجی هم پس از بهنام خودکشی کرد....اما حالا کم کم خبر رسمی تر می شود و آرام آرام این واژه ی ناجورِ و نچسبِ « دوست دختر» را از قامتِ بی جانت حذف می کنیم دخترِِ ایرانی تا مبادا مرگ ات آبرو از ماندگان ببرد.... آرام بخواب دختر زیبا ما حواس مان هست، این ماییم که تشخیص می دهیم مصلحت چیست ...امروز پنجشنبه است....و این نوشته ی نهال است در وبلاگش پیش از خودکشی که بوی بهنام و یک پنجشنبه ی موهوم را می دهد:

دیر از گوش های غلیظم چکیدی.کمای من به مرگ گرمی رفته اسب
به رابعه

به نشاط

به ستاره به فاضل به علیرضا به مادر به پدر به...

به این یه ذره من ِ از بهنام ماندهبه پنجشنبه هایمان...

پله ها ... نت های ریزشان . پیش در آمد سمفونی آنان که نواخته میشوند تا مرگ.دست تو. بر کمر سالن سی متری. که دور سر من می چرخاند،

وقتی حلقه دست ساز ت را به نشان دائمی یک درد در ترقوه ام می کنی.

گردنی تا دیوارهایی افراشته. هرچه سردتر.گونه های من.در رد فراموشی....

گرم ترپای چپ را از توی آینه ها قد بکشان تا این کج هایی که راست نمیشوند از کمر.

پا ها را که بکوبیم پنجشنبه ها، بم ترمی شوند.گوشهایم .گوشه هایم پیش بینی محتضرانه های تو را نمیکرد. نهال، چه تکثیر بی رحمانه ای شد

به دعوتی غریب الواقعه اجرا های آخر.

برای آن که زودتر.
نابهنگام تر.ترک کرد...تو را!
توآخر تر نمی شود.
پس...پنجشنبه ست !پنجشنبه ها را...ب

یا بهنام

بیا برقصیمشان


پی نوشت:
بخوانید وبلاگ نهال را که تنها و در سکوت سوگوار عشقش بود:

سهمی برای این «زن» در رسانه ها باز کنید؛
معشوقه ای که خودکشی کرد





نهال سحابی خودکشی کرد؛ دومین مرگ نزدیکان «کوهیار گودرزی»ء

۰۷ مهر ۱۳۹۰ امید کشتکار

بر اساس گزارش های رسیده از ایران، امروز پنجشنبه «نهال سحابی» دوست دختر «بهنام گنجی» خودکشی کرده و درگذشته است. بهنام گنجی دوست نزدیک «کوهیار گودرزی» فعال حقوق بشر است. او هم چندی پیش، پس از آزادی از بازداشت خودکشی کرد.

نهم مردادماه گذشته کوهیار گودرزی و بهنام گنجی به اتفاق در منزل بهنام بازداشت شدند. بهنام گنجی پس از مدتی آزاد شده و پس از یک هفته خودکشی کرد. این در حالی هست که پس از گذشت نزدیک به دو ماه همچنان کوچک‌ترین خبری از دلیل و محل بازداشت کوهیار گودرزی منتشر نشده است. بازداشتی که بیش از آنکه شبیه به بازداشت باشد به آدم ربایی شبیه است.


کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر، وبلاگ نویس و دانشجوی اخراجی دانشگاه صنعتی شریف است. وی نخستین بار پس از انتخابات ریاست جمهوری در حالی که برای مراسم خاکسپاری آیت الله منتظری عازم قم بود بازداشت و پس از حدود یکسال آزاد شد. در حال حاضر علاوه بر او مادرش نیز در زندان کرمان به دلایل امنیتی  زندانی است.
برخلاف نخستین بازداشت کوهیار که موج گسترده ای از اعتراضات حقوق بشری و دانشجویی را در پی داشت، سکوت فعالان حقوق بشر و نزدیکان وی درباره بازداشت مجددش سوال برانگیز است. بازداشتی که پس از خودکشی بهنام گنجی و اینک نهال سحابی هر روز ابعاد پیچیده تری می یابد.
گفته می‌شود نهال سحابی که رابطه نزدیکی با بهنام داشت، پس از درگذشت دوست پسرش در وضع روحی نامناسبی به سر می‌برده است. وی در آخرین پست وبلاگش که امروز نوشته شده آورده است:



  

کوچیک ترین کار شما اشتراک و اطلاع رسانیست




سرویس جدید که امروزه در حمام های آب گرم در اسرائیل به مردم و اغلب زنان ارائه میشود، ماساژ توسط مار ها و خزندگان است.
http://www.eshetab.com/pics/news1312271149.jpg
این نوع ماساژ ها که اغلب توسط مار هایی مانن شاه مار فلوریدا،شیر مار و مار ذرت صورت میگیرد که هر بار آن قیمتی حدود 80 دلار دارد.
حرکات فیزیکی مار ها بر روی پست انسان ، باعث آرامش خاصی در انسان های می شود چرا که آننها فشاری فرا تر از چیزی که شاید تصور شود بر انسان می آورند.
snake massage1 Snake Massage Spasnake massage2 Snake Massage Spasnake massage3 Snake Massage Spasnake massage6 Snake Massage Spasnake massage71 Snake Massage Spasnake massage8 Snake Massage Spasnake massage9 Snake Massage Spasnake massage10 Snake Massage Spasnake massage112 Snake Massage Spasnake massage122 Snake Massage Spa

 (این تصویر از وبسایت بانک ملی گرفته شده است)


دكتر محمود رضا خاوري، مديرعامل بانك ملي ايران که طبق گزارشات و اخبار به کانادا فرار کرد!

به دنبال استعفا و برکناری چندين مقام بانکی ايران در پيوند با اختلاس سه هزار ميليارد تومانی در بانک صادرات، جزئيات تازه ای از اين اختلاس فاش شده و رييس برکنار شده بانک صادرات در بيانيه ای گفته است مدير عامل پيشين بانک ملی که در اين پرونده درگير است به کانادا گريخته است.
وی افزوده است: «خاوری که با توجه به گستردگی فساد در بانک ملی در اين پرونده و پرونده های ديگر، احتمال دستگيری خود را به خاطر ارتباط با اين پرونده ها و عوامل پشت پرده آنها می داد به کانادا گريخت و اکنون عوامل مرتبط با وی در بانک مرکزی و دولت در صدد رفع و رجوع اين فرار... هستند و از ترس گسترده تر شدن ابعاد اين موضوع با شخص اصلی پيگيری کننده و شکايت کننده اصلی اين پرونده برخورد نمودند.»

پرونده «اختلاس سه هزار ميليارد تومانی» مربوط به اتهامات فردی به نام «مه آفريد امير خسروی» صاحب مجموعه «گروه امير منصور آريا» است که بر اساس گزارش های منتشره، توانسته است از طريق روابط خاص خود با بانک صادرات و بانک ملی ايران به گشايش اسناد اعتباری به مبلغ صدها ميليارد تومان اقدام کند، بدون آن که تمام يا دست کم بخش عمده‌ای از وجه اين اعتبار نامه‌ها را پرداخته باشد.

بانک ملی ايران که بزرگترين بانک دولتی ايران به شمار می روند بيشترين زيان را از پرداخت اين اعتبارها متحمل شده است و در پی فشارهای گسترده سياسی و رسانه ای هفته های اخير، مدير عامل آن استعفای خود را از لندن اعلام کرد و از رهبر جمهوری اسلامی و مردم ايران عذرخواهی کرد.

محمد جهرمی در بخش ديگری از بيانيه خود بدون نام بردن از مقام های دولت احمدی نژاد گفته است: «مسئولانی که اقدام به واگذاری زمين های بسيار ارزان به آقای مه آفريد امير خسروی و گروه امير منصور آريا کرده اند و برای دادن مجوز تاسيس بانک به اين گروه و واگذاری پروژه های بزرگ کشور بدون مناقصه به آنها پيگير بوده اند بايد پاسخگوی مردم و قوه قضاييه باشند.»

وی افزوده است: «آنهايی که آقای خاوری مديرعامل بانک ملی ايران را که از اول خود و خانواده اش مقيم کانادا بودند و با داشتن اقامت در کانادا به نظر نمی رسد هيچ تعهدی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران داشته باشند، انتخاب نمودند، اکنون بايد پاسخگوی اين فساد مالی باشند.»


همیشه احتمال این هست که اتفاقی در پشت سر شما، عکس یادگاری و زیبای شما را به عکسی بدل کند که از نشان دادن آن به دیگران خجالت بکشید..... زمان عکسبرداری، مراقب باشید.


دیدن این آلبوم عکس به اشخاص زیر 18 سال توصیه نمی شود.

این مطلب به دلیل داشتن صحنه هایی خاص در بخش بزرگسالان سایت قرار گرفته است. جهت دسترسی کامل و  
بدون سانسور بدان اینجا را
کلیک کنید.





لحظاتی پیش فرهاد مجيدی در نامه ای رسمی خطاب به رئیس فدراسیون فوتبال گفت:
نمی خواهد كاری كه با او در جواني شد، با ديگر بازيكنان جوان فوتبال ايران تكرار شود و به همين خاطر از فوتبال ملی خداحافظی می كند....
متن نامه به این شرح است:

سلام عليکم

احتراما، همان‌طور كه استحضار داريد اينجانب از سنين جواني و بيش از ۱۵ سال است كه در خدمت تيم ملي فوتبال ايران بوده و بارها افتخار پوشيدن پيراهن مقدس "ايران اسلامي" را داشته‌ام.

با توجه به برگزاري مسابقات جام جهاني فوتبال در سال ۲۰۱۴ و عدم حضور احتمالي اينجانب در آن مسابقات به دليل وضعيت سني‌ام و حضور جوانان توانمند، جوياي نام و مستعد در سطح اول فوتبال کشور، بدينوسيله عليرغم ميل باطني از ادامه حضور در تيم ملي عذرخواهي مي‌كنم.

حضور در تيم ملي و شاگردي استادي چون کارلوس کروش افتخاري است که هميشه در زندگي ورزشي‌ام ماندگار است.

بي شک جوانان با انگيزه‌اي چون کريم انصارفرد، ميلاد ميداوودي، سيد ايمان موسوي، محمد نزهتي، ميلاد زنيدپور و ... از اعتبار و آبروي فوتبال ايران عزيز دفاع خواهند كرد؛ جواناني که شايد با حضور امثال مجيدي به سرنوشت بنده حقير در گذشته دچار شده که در عين جواني و آمادگي فني از حضور و خدمت در تيم ملي فوتبال محروم شدم.

با تمام علاقه و ارادت قلبي‌ام به تيم ملي و پرچم مقدس ايران، همچنان خود را "سرباز وطن " مي‌دانم و در سال ۷۵ با اعتماد سرمربي وقت (آقاي محمد مايلي کهن) با حضورم به تيم ملي خدمت مي کردم و امروز با عذرخواهي و سپردن جاي خود به جوانان، به تيم ملي خدمت بيشتري انجام داده‌ام.

اميد است با حمايتها و تلاشهاي جنابعالي، مسئولان ورزش کشور، درايت کادر فني و دعاي خير مردم فهيم و عزيز، تيم ملي فوتبال به جام جهاني صعود کرده و دل ميليونها ايراني را در جاي جاي کره خاکي شاد کنند.

خواهشمند است مراتب اعتذار مرا به هر نحو كه صلاح مي‌دانيد به پيشگاه مردم شريف ورزش دوست برسانيد تا در جريان قرار گرفته و موجب شرمندگي‌ام فراهم نشود.

در پايان لازم مي‌دانم از هواداران عزيز، مربيان، کارشناسان، ارباب جرايد و رسانه‌هاي گروهي که همواره با نظرات و انتقادات خود، مرا حمايت و راهنمايي کرده‌اند صميمانه سپاسگزاري كنم.

به اميد صعود تيم ملي به جام جهاني و خوشحالي تمام ملت عزيز ايران.

با تشکر
فرهاد مجیدی
۵/۷/۱۳۹۰



مروری بر حرف‌های ناصر حجازی

یک عده بیکار که دوست و رفیق مقامات هستند،می‌شوند عضو هیات مدیره


سایت شخصی ناصر حجازی نوشت:

ناصر حجازی در بخشی از گفتگو با پورتال شخصی خود در تاریخ 31 / 01 / 1390 در ارتباط با نحوه انتخاب و کارایی هیات مدیره استقلال صحبت کرده بود که حال بعد از انتخاب اخیر اعضای هیات مدیره باشگاههای استقلال و پرسپولیس بدون هیچ توضیحی صحبتهای اسطوره فوتبال ایران را مرور می کنیم :

" استقلال نیازی به هیات مدیره ندارد. در ایران رسم بر این است که یک عده بیکار که دوست و رفیق مقامات هستند ، بعنوان اعضای هیات مدیره انتخاب می شوند وگرنه در تیمهای مطرح دنیا اعضای هیات مدیره بر اساس تخصص و تواناییهایشان انتخاب می گردند و از هیچ کوششی برای موفقیت تیم دریغ نمی کنند.اگر بر اساس قوانین کنفدراسیون آسیا در انتخاب اعضای هیات مدیره اجباری است ، اجازه دهید فتح اله زاده این انتخاب را انجام دهد تا در کارش دخالت نشود و در غیر این صورت ، عده ای را بصورت صوری انتخاب نمایید ، رستورانی خوب را هر از گاهی برایشان انتخاب کرده تا آنجا چلوکبابشان را صرف کنند و بروند دنبال زندگی اشان و در کار مدیرعامل و زیر مجموعه وی دخالت نکنند."

مطالب فوق بخشی از صحبتهای ناصر حجازی پیرامون هیات مدیره باشگاه استقلال بود که حال اکثر کسانی که چند سال قبل باعث حذف استقلال از جام باشگاههای آسیا شدند در همان سمت در هیات مدیره یا سمتهایی بالاتر از قبل در قسمتهایی دیگر مشغول بکار هستند و در باشگاهی چون پرسپولیس علیرغم وجود پیشکسوتانی تحصیلکرده ،شاهد حضور کسانی هستیم که به احتمال بسیار مجموع تحصیلات دو نفر از آنها در نهایت دیپلم است در حالیکه استفاده از تجربیات چنین افرادی در کمیته فنی یا مشابه است نه در هیات مدیره که باید به فکر تامین منابع مالی ، درآمد زایی و ایجاد و پیگیری سیاستهای باشگاه به شیوه کاملا علمی و مدرن باشد.



عاطفه رجبی سهاله (زاده ۱۳۶۶ مشهد - اعدام شده در ۲۵ مرداد ۱۳۸۳ نکا) دختر دانش آموز ۱۶ ساله‌ای بود که توسط دادگاه به داشتن جریجه دار کردن عفت عمومی متهم و توسط قاضی حاج رضایی (رییس دادگستری نکا) به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او توسط دیوان عالی کشور در یک هفته تایید شد. قاضی حاج رضایی طناب دار را شخصا به گردن وی انداخت !!!!!؟؟؟ و او را در میدان شهر نکا بدار آویخت. 
Atefeh Rajabi Sahaaleh (1988 - August 15, 2004) was a 16-year-old schoolgirl who was executed in Iran after being sentenced to death by an Iranian religious judge, Haji Rezai, for allegedly having committed "acts incompatible with chastity": She was repeatedly raped throughout her childhood and is something of a feminist icon for her courage in arguing in court that the perpetrator of rape should be punished, not the victim. She was publicly executed. Under Sharia's law she had no rights as she was over 9 and female. Atefeh's rapist was also convicted of adultary.He just received 98 lashes !!!

برای کسانی که ماجرای کامل را نمی دانند:
به عاطفه اتهام زنا زدن، در صورتیکه از طرف یک سپاهی بهش تجاوز شده بود و اون فرد سپاهی که متاهل هم بوده فقط شلاق خورد، اما این دختر که مجرد هم بوده و فقط 16 سال داشته، اعدام شد در حالیکه حتی وکیل و خانوادش تا لحظه اعدام از این مسئله خبر نداشتند.... صحبتی که هست، گویا خود قاضی حاج رضایی هم به او تجاوز کرده بوده و برای اینکه این مسئله افشا نشه، ظرف مدت یک هفته، حکم اعدام رو گرفته و خودش با دست خودش اون رو اجرا کرده. 
حتی این قاضی برای اینکه از انجام اعدام مطمئن بشه، با ارائه مدارک جعلی سن این دختر 16 ساله رو 22 سال نشون داده، که  این مسئله که برای مسجل شدن  گرفتن حکم اعدام این دختر انجام شده بود، بعد از اجرای مراسم لو رفت


فیلمی بازسازی شده از اعدام عاطفه به همراه صحبتهای اطرافیان و شواهد امر

پسورد نمایش فیلم :  hamidrezahoseini.blogspot



اواخر سال 1339 در محضر علامه طباطبائی در بحثی پیرامون ارواح شرکت داشتم. در اواسط جلسه علامه از جمعیت حاضر پرسیدند "چند نفر از شما به روح اعتقاد دارد؟" تقریبا تمام جمعیت دستشان را بلند کردند. 
علامه مجددا سوال کردند "چند نفر از شما روح دیده اند؟" اینبار تعداد انگشت شماری دست خود را بلند کردند. علامه خوشحال شدند و پرسیدند "چند نفر از شما با روح صحبت کرده است؟" اینبار فقط آیت الله جنتی دستشان را بلند کردند. با اشاره علامه ایشان توضیح دادند که در کشتی با روح صحبت کرده اند. علامه با تعجب پرسید "آیا تا به حال روح را لمس هم کرده ای؟" آیت الله جنتی پاسخ دادند "بله معمولا شبها  توی کشتی ، من را روی شکم میخواباند و پشتم را ماساژ میداد"  
علامه در حالیکه چشمهایشان از تعجب گرد شده بود از آیت الله جنتی خواهش کرد که به جلوی تریبون تشریف بیاورند و ماجرای خودشان را برای جمع حاضر تعریف کنند. آیت الله جنتی با قدمهای استوار به سمت تریبون آمدند. وقتی به جلوی تریبون رسیدند، علامه از ایشان پرسید "میتوانید برای جمع حاضر توضیح بدهید که از چه موقع شروع به دیدن ارواح کردید؟" 
آیت الله جنتی با نگاه متعجب رو به علامه کرد و پرسید "روح؟؟!" علامه فرمودند "بله روح! همان روحی که در موردش صحبت میکردید" آیت الله جنتی گفتند "ببخشید من عقب سالن نشسته بودم صدای شما را درست نشنیدم و فکر کردم که شما گفتید نوح!!...... شرمنده شما، من تا حالا روح ندیده ام"


از دیگر مواهب انقلاب شکوهمند اسلامی




زمانی که محمدرضا شاه با فوزیه دختر پادشاه مصر ازدواج کرد به عنوان هدیه و به دلیل درگیر بودن دو کشور ایران و مصر در این داستان و همچنین رابطه های خوب ایران با کشور های غربی عجایبی وارد ایرا ن شدند که هر کدام اکنون به عنوان افسانه شناخته می شوند . از این جمله یک هواپیمای شخصی و چندین خودرو بود . اما هدیه ویژه ای که قصد داریم در این مطلب به آن اشاره کنیم ، هدیه فرانسه به مناسبت این ازدواج است . یک دستگاه بوگاتی Type 57C Van Vooren Cabriolet مدل ۱۹۳۹ .

این خودرو از شاسی فولادی و بدنه آلومینیومی بهره می برد و در کلکسیون تولیدات بوگاتی به عنوان یکی از بزرگترین طراحی ها به شمار می رود . این بوگاتی کابریولت با استفاده از یک موتور ۳٫۲ لیتری ۸ سیلندر خطی ، حداکثر قدرتی معادل ۱۷۵ اسب بخار دارد ، اما بوگاتی ون وورن تنها با یک موتور ۳۲ سوپاپ که در زمان خودش اعجوبه ای بود شناخته نمی شود بلکه این خودرو اکنون به نام شاه ایران در ذهن جهانیان ثبت شده . خودرویی که تا سال ۱۹۷۹ یعنی یک سال پس از انقلاب در کاخ سعدآباد نگه داری می شد تا این که پس از انقلاب و توسط مسئولان انقلابی به نازل ترین قیمت ممکن یعنی ۲۷۵ دلار فروخته شد .
تنها یک دستگاه از این مدل ویژه وجود دارد که ون وورن طراح آن با تغییراتی روی مدل اصلی آن را خلق کرده و در نمایشگاه اخیر پبل بیچ فرانسه که بوگاتی مدل گرند اسپورت از ویرون را در آن رونمایی کرد به نمایش گذاشته شده بود .
این خودرو  در موزه پترسن نگه داری می شود و نکته جالب در مورد آن این است که پلاک ایرانی اش هنوز از روی آن برداشته نشده.
با وجود این توصیفات آیا اکنون می توان برای این سرمایه ملی ایران که به قیمت باور نکردنی ۲۷۵ دلار به آمریکا فروخته شد ، ارزشی به جز با پسوند "میلیون دلار" تعیین کرد ؟











این میمونها که انگار حیا را خوردن و آبرو را قی کردن، در طی یک حرکت جهادی - انفلابی می خواهند منتهای آزادی رو به رخ انسانها بکشند !!!

نظر به مسائل منکراتی موجود در این کلیپ، دیدن آن به اشخاص زیر 18 سال توصیه نمی گردد.

این ویدئو کلیپ شاهکاری است که  تا عمق وجود شما رخنه خواهد کرد، فقط و فقط اگر کمی وجدان و غیرت داشته باشید.

شعر زیبا و پر معنای هیلا صدیقی آمیخته با هنر گرافیک  امید مرادی پور




حجاب در ایران




بانوان های فوتبالیست در ایران





دختر های نترشیده  در ایران






پیشرفت تکنولوژیک در ایران






مدرسه دخترانه در ایران






مد و فشن در ایران






ماشین اسپرت در ایران






آخروزمان در ایران






خوشکل های وحشتناک در ایران






سیاسیون در ایران






بازیگران جو زده و جو گیر در ایران






عزاداری در ایران !!!






کنکور در ایران






و بالاخره اسلام در ایران
(البته این عکسه مال ایران نیست)







دانشگاه در ایران






مترو در ایران






استفاه پیشرفته از عابر بانک






تشریح و دعوت اسلام در ایران






استفاده از تکنولوژی ها نوین در ایران






و موبایل بازی در ایران



[random][featured5]
[random][video]

جدیدترین مطالب در ایمیل شما:

با اشتراک در هاتی پاتی، آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید
با پشتیبانی Blogger.